000000
بگذار مرا اینگونه بخواند
بگذار مرا هرگونه که می خواهد بخواند
بگذار صدایی باشم بی حجم
رویایی باشم بی تراکم ِ اندوهناک خاطره ای
بگذار خیابانی باشم
که از هیچ آغاز می شود
و در گرداب ِ این خیال ِمشوش
تنهای تنها
راه می رود
می رود
می رود
. . . . . . . .
بگذار تمام گرمای آن نگاه رفته ات باشم
بی هیچ کم و کاستی
چشمهایت را که فرو می بندی
از اشتیاق این سفر
انگار مرا به نامی می خوانی
بی صداست گویی
به یاد آر
شب- داخلی- بیابان