RSS
هايكوهاي تنهايي
(6)
تشنه یعنی منسایه ای که افتاده روی این دریاچهوغبار قیرین این شبپر و خالی می کند خیال اش راگاهی هیچگاهی همهمحو و کش دارد و هذیانیمثل خوابی شاید بی آغازبی پایانبی سایه!