تبليغاتX
فروپاشی ی اول شخص مفرد -

... و امروز اگر دوباره این پنجره را برای  دست آویختن به نگاههای شما که پرسه می زند بر این اوراق  می گشایم و می نویسم که نوشتن تمام آن چیزی است که باقی مانده در انتهای این چار راه بی حادثه ، تماشا کنید ،  که این سودای  من است در آنچه  زیبنده ی  ارزشش می دانم برای جستن  و آنگاه که آشکارش می کنم نه آنچنان که اسم اعظم باشد  هدیتی است برای خویشتن خویش شما که منم .

از آن روی که این اکتشاف  ِ حق باشد برای آنانکه در تنهایی و سکوت این شب طولانی که در وجودمان می گذرد ، چراغی شاید افروخته باشیم از جهاز جادو که کلمات است و جز کلمه چیزی نبود از ازل تا به ابدی که شمایید و که منم .

  وسوسه ها بوده است اینگونه نوشتن . سالهاست . که اگر نویسا نامیده ام این دفتر را از آن روست که این همه تقریر نوشتن و گریختن  است در صفحات مجازی ی این سلسله که اشارتش بر نوشتن عمود آمده است .

همراهم باشید .

 همراه باشید این شبانه جستجو را  ، چرا که دیگر چراغی نیست تا شعبده ای کنم بر راه خویشم. که اگر با شما سخنی می گویم ، آیتی است بر شکستن این قصر آیینه گون تنهایی که جز انعکاس خلاء چیزی نبوده است .

 درود می فرستد بر تمام آن چشمان پاک نهاد .

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 19:31 توسط امین عظیمی |