ماجراي وقتي توي اتوبوس غمگين وتنها ونشستي و حوصله ات سر رفته اونوقت عمو بوترو رو
كشف مي كني !
امين عظيمي
خيال مي كنم براي اينكه فكر نكنم ، اين كتاب رو باز كرده بودم و سعي مي كردم با تمركز ، خطوط رو دنبال كنم و از چيزهايي كه اونجا نوشته بود ، سر در بيارم . بعد اتفاقي به اسم يه نقاش رسيدم كه تصوير يكي از تابلوهاشو توي صفحه ي بعد كتاب گذاشته بودن . مثل بچه ها ذوق كردم . چيزي توي اون نقاشي بود كه دوست داشتم . مثل دهن كجي يه بچه به ديوونگي و تو خالي بودن اين دنيا ... "آرش رستگار" مي دونه چي مي گم . مثل اون شب كه يله داده بوديم روي نيمكت وسط بلوار كشاورز و اون بچه هه كه مي دويد و ....
اسم نقاش "فرناندو بوترو " بود . كلمبيايي و متولد 1933. هنوز هم حسابي سر پاست و مثل اينكه تازگي ها در بلاد فرنگ نمايشگاهي هم داشته . همينطور هوايي شدم و ياد قريم ها افتادم كه براي دل خودم نقاشي مي كردم و چه روياهايي بود ...........
بعد گشتم و چندتا از كارهاي مجموعه معروفش به اسم" روسپي هاي مديلن" (Medellin Brothels) رو گذاشتم اينجا ! نگاه كنيد :



اين آقاي بوترو ، شهرت زيادي به خاطر اين مجموعه اش داره . عاشق طبقه متوسط و كارگراي كلمبيايي و بويژه صلحه . نقاشي هاي جديد عمو بوتروي 73 ساله ، با كارهاي اين مجموعه اش خيلي فرق كرده و پر از ترس و خشونت شده شده . خيلي ها معتقدند ريشه هاي اين تصاوير در جنگ بي پايان و 40 ساله گروه های شبه نظامی سر مواد مخدر در كلمبياست . عمو بوترو ، مدتهاست كه توي پاریس و نیویورک زندگي مي كنه و كارهاش رو كه اكثرا ً با رنگ روغن و پاستل و گچ کشیده ، توي استکهلم، کپنهاگ و هاگو به نمایش گذاشته . اون دنيا رو مثل نزديك بين ها مي بينه . همه چيز در نقاشي هاش اغلب درشت ونزدیک هستند . اون فیگور های عریان در حال خشک کردن موها را به درشتی پرتغال ها و موزها تصویر کرده .

اين نقاش كلمبيايي پركار تا حالا بالغ بر 2500 تا ( اون يه ركورد دار واقعيه ) تابلو كشيده و به موزه هاي هنرمترو پولیتن" ، سولومون آرگوگنهایم" در نیویورک ، رینا سوفیا" در مادرید و "انتیک" در زادگاهش - مدلین- افتخار نمايش شون رو داده . اون مجسمه های بزرگ برنزی هم ساخته و توي فضاهای عمومی شهر های مختلف دنیا نصب كرده . سال 1993 یکی از آنها در وسط "پارک اونیو" نصب شد.

عمو بوترو يه جايي مي گه : "من کلمبیایی ترین کلمبیایی ها هستم ، حتی پس از 47 سال زندگی در خارج کلمبیا . من 13 سال در نیو یورک زندگی کرده ام و هیچ وقت یک نقاشی در مورد نیو یورک نکشیده ام. من بیشتر از 30 سال در فرانسه زندگی کرده ام و هیچ وقت پاریس را نقاشی نکرده ام." . اون مي گه هنوز رویای برگشتن به کلمبیا و نشستن توي استودیو اش و نقاشی کردن رو داره. بوترو می گه : "من عاشق کشورم هستم و این درد آوره كه نمي تونم کشورم رو ببینم . آرزو دارم روزی فرا برسه که توي کلمبیا صلح و آرامش برقرار بشه .
اينم عكس خود ِفرناندو بوترو :

بعدالتحرير : اسم اون كتابي كه داشتم امروز مي خوندمش هست : مفاهيم و رويكردها در آخرين جنبش هاي هنري قرن بيستم " :جهاني شدن و هنر جديد . نوشته ادوارد لوسي اسميت و ترجمه عليرضا سميع آذر .