تبليغاتX
فروپاشی ی اول شخص مفرد -

نكند باتلاق اين زندگي هم پاياني نداشته باشد . مثل كابوس ها . تمام ثانيه هايي كه در خواب و بيداري محو مي شوند .

آنوقت تكليف اين خاطره ها چه مي شود كه مي خواهد تا هميشه عذابت دهد. اگر ديروز  همه چيز آسان بود حالا انگار هيچ راهي نيست . حتي خيالها هم كهنه شده اند و تمامي اش فرو مي رود در گذشته اي كه ديگر نيست . كه هيچ است . كه رفته است ... به اندازه ي تمام عمري كه بر جهان گذشته است . مي خواهي در امروز فرو بروي تا نهاني ترين لايه هاي روح ات . اما  كابوس ها انگار هرگز تمام نمي شوند : شيرجه زدن در استخر خالي اي كه غبار گرفته است .....

 

 

 ترانه ي Yesterday را حضرات Beatles در سال 1955 در آلبوم Help! به دنياي موسيقي هديه كردند . ظرافت و تاثيرگذاري اين ترانه را تنها هنگامي مي شود با تن و جان احساس كرد كه در تنهايي و سكوتت بشنوي اش . اين هم سهم ما براي اداي دين به شاهكار برادران بيتلز ... هرچند كه ترجمه اش دست و پا شكسته است ... اما شايد ثانيه اي وضعيت شما را هم در باتلاق زندگي تغيير دهد . شايد.

 

 

 

 

 

Yesterday

The  beatles))


Yesterday

all my trouble seemed so far away
Now it looks as though they`re here to stay
Oh I believe in yesterday

Suddenly
I`m not half the man I used to be
there`s a shaddow hanging over me
Oh Yesterday came suddenly

Why she had to go I don`t know
she wouldn`t say
I said something wrong
Now I long for yesterday

Yesterday
Love was such an easy game to play
Now I need a place to hide away
Oh I believe in yesterday

Why she had to go I don`t know
she wouldn`t say
I said something wrong
Now I long for yesterday

Yesterday
Love was such an easy game to play
Now I need a place to hide away
Oh, I believe in yesterday
Mm .................................

 

 

 

 

 

روز ِ پيش

 

روز پيش ،

تمام سختي ها به نظر خيلي دور بود

و حالا انگار ، آمدند كه بمانند

آه ، من روز پيشو

باور دارم

 

ناگهان ،

نيمه اي از چيزي كه بودم نيستم

سايه اي است كه روي من بالهاشو باز مي كنه

آه، روز پيش يكباره بر من هجوم مي آره

 

چرا بايد مي رفت

نمي دانم

نخواست بگه

چيز اشتباهي به زبان آوردم

و حالا

در حسرت گذشته ام

 

روز پيش ،

عشق ورزي چه ساده بود

حالا به جايي  نياز دارم تا پنهان بشم

آه ، روز پيشو

باور دارم

 

چرا بايد مي رفت

نمي دانم

نخواست بگه

چيز اشتباهي به زبان آوردم

و حالا

در حسرت گذشته ام

 

روز پيش ،

عشق ورزي چه ساده بود

حالا  به جايي  نياز دارم تا  پنهان بشم

آه ، روز پيشو

باور دارم .............

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 10:44 توسط امین عظیمی |