تبليغاتX
فروپاشی ی اول شخص مفرد -

درباره ی  " رز ارغوانی قاهره "ساخته ی ماندگار حضرت " وودی آلن "

 

رویایی که سینماست

 

                                                                    

 

 

اگر شما هم با من هم عقیده باشید که وودی آلن یکی از نوابغ  همیشه انکارناپذیر سینماست ، تماشای یکی از آثار ماندگارش در دهه ی 80 همونقدر می تونه برای شما دلنشین باشه که همراه وودی آلن توی یه کافه کهنه و قدیمی بروکلینی بشینین و از ته دل به شوخی های با نمک اش بخندین !

وودی آلن " رز ارغوانی قاهره " رو سال 1984 ساخت . یکسال بعد این فیلم 84 دقیقه ای جایزه بهترین فیلمنامه ارژینال و بهترین فیلمو از جشنواره اسکار که اون موقع ها تا این حد سیاسی و روشنفکر نما نشده بود  به دست آورد .

من نمی خوام اینجا داستان فیلمو تعریف کنم واقعا ً گرفتن فرصت تماشای فیلم  به هر شکلی که باشه منصفانه نیست اما سعی می کنم هرچند کوتاه و مختصر به ارزشهای این فیلم و سینمای غبطه برانگیز آلن اشاره کنم .

سینمای وودی آلن یه سینمای سالم ، رو پا و سرحاله که بیشتر از هر چیزی زمینه ای برای بروز خلاقیت نبوغ آمیز  ِ اندیشه هایی درباره روابط زن و مرد ، عشق ، رویا و مرگه . وودی آلن آدم  بامزه ای یه که در نهایت خودخواهی ، رویاها ، زندگی خصوصی و حتی تردیدهای اخلاقی شو به ما نشون می ده و انقدر خوب و روون این کارو می کنه که احساس می کنی این آدمو سالهای ساله که می شناسی . البته تداوم فعالیت او در عرصه ی فیلم سازی که از سال 1969 تا امروز حداقل سالی یک بار اثری و خلق کرده و توی اغلب کارهاش زندگی و رویاهای شخصی خودشو روی پرده آورده بیشتر این احساسو تقویت می کنه .

"رز ارغوانی قاهره" محصول سالهای طلایی ایه که با فیلمهای خواب آلود (1973) ، عشق و مرگ ( 1975) و شاهکار مسلم تاریخ سینما "آنی هال" (1977) شروع شد . آلن در این دوره از کارهاش به تلفیق موثری از دغدغه های طنز آمیز و در عین حال گرایشهای " برگمانی " اش رسید و سعی کرد با تعمق هرچه بیشتر در لایه های طنز آمیز فرهنگ "امریکایی / یهودی/ نیویورکی" و روابط زن و مرد آثار منحصربفردی و خلق کنه . با اینکه در "رز ارغوانی قاهره" هم زمینه های گفته شده به شکل خاصی دنبال شد ه اما آلن در این فیلم بیشتر به دنبال نمایش رویایی بود که هر کدوم از عاشق های واقعی سینمایی یه موقعی بهش فکر کردن : برداشته شدن مرز واقعیت و رویا ، فیلم و زندگی در لحظاتی که دلمون می خواهد برای هرچه دورتر شدن از سختی های زندگی واقعی به رویاهمون پناه ببریم .

 اما نکته جالب اینجاست که آدم های رویاهامون هم خیلی دلشون می خواد  زندگی واقعی و تجربه کنن ! تصویر سینمایی همچین رویایی در دستگاه ذهنی آلن به معجون حیرت آوری از لحاظ جلوه های ویژه تبدیل نشده . برای اون هرچه بیشتر پرداختن به مفاهیم وجودی که انسان در چنین لحظاتی درگیرش می شه خیلی جذاب تر بوده . پرسش هایی درباره آفرینش ، حقیقت و زندگی .  در کنار تمام این دغدغه ها هنرمندی آلن در اینه که رویای سینما برای اون به زمینه ای مبدل می شه تا به شرایط اجتماعی سالهای رکود اقتصادی در امریکا بپردازه و با هجو کردن تمامی آدم هایی که ممکنه تو همچین قصه ای سر و کله شون پیدا بشه تماشاگرو به عمق رویاهاش ببره .

هیچوقت این جمله ی دو تا بازیگر کم سن و سال فیلم " سفر " بیضایی و فراموش نمی کنم که وقتی بعد از سپری کردن یه راه طولانی توی آخر فیلم نا امید و خسته به این نتیجه رسیدن که  :" بیا خیال کنیم . ما مجبوریم خیال کنیم . برای خلاص شدن از تمام این بدبختی ها . بیا خیال کنیم " . و این درست کاریه که وودی آلن خواسته فیلمی در موردش بسازه . فیلمی که قهرمان خیال پردازش و "میا فارو" بازی می کنه . زنی که اونقدر عاشق سینماست که رویای زنده شده ای توی سالن سینما به سراغش می آید و شهرو به هم می ریزه . انا اضاف کنید به بازیهای موندگار "دنی آیلو" و "جف دنیلز"

                                                                       

 

وقتی امروز صبح فیلمو دیدم هوس کردم هرچند کوتاه چیزی در باره اش بنویسم . با اینکه اینطور دست به عصا حرف زدن کار سختی بود اما اگه ذره ای تونسته باشم شمارو برای دیدن این فیلم آروم ، صمیمی و جذاب ترغیب کنم ، مایه خرسندیه ...

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 23:24 توسط امین عظیمی |