درباره ی "آتش بس" ، مبتذل ترین فرآورده ی بورژوایی یک کارگردان متوهم فمینیستی !
توروخدا دیگه فیلم نساز !

خانم تهمینه میلانی با کمال ادب و احترام دلم می خواهد فقط روی فیلم شما بالا بیاورم !
بوی تعفن نگاه بورژوایی تان به زندگی انسان ایرانی تمام شهر را برداشته است . آدمهایی که هم خوشگل اند ، هم مایه دار و هم اینکه زن خوشگل می گیرند تا تخم و ترکه ی نسل بعدی شان هم خوشگل باشند ! یادم نمی رود یکی از دیالوگهای فیلم "نیمه پنهان" را که شوهر گرامی شما – محمد نیک بین – در نقش سردبیری که نیکی کریمی عاشقش می شد بر زبان می آورد : " دیگر دوره این حرفها گذشته که ما بخواهیم در مورد اصالت خانوادگی آدم ها حرف بزنیم ... این نگاه فئودالی دیگر معنایی ندارد ...." . نمی دانم آن روز که چنین دیالوگی توسط شما بر روی کاغذ نوشته نوشته شد ، حال امروزتان را داشتید یا نه . ولی چیزی که از آخرین شاهکار هنری تان بیرون می زند تعفن است ! توهین محض است به طبقه ی متوسط و تمام ارزشها و تنگناهای زندگی اش . به تمام زنان و مردانی که در شرایط سختی بار زندگی را بر دوش می کشند . آدمهایی که مشکلات اقتصادی کمرشان را دوتا کرده ... زن ها و مردهایی که اگر تا سالها بدوند نمی توانند خانه ای اجاره ای از آن خودشان داشته باشند . و بعد شما تصویر انسانهای بی درد و متمکنی را روی پرده ی جادو به آنها نشان می دهید که تنها مشکل شان سوسول بازیهای بچه های پولدار است . مرد کارگری که همراه زن و بچه اش این تنها سرگرمی ارزان قیمت – سینما- را شبی با فیلم " آتش بس " تجربه می کند چه تعاملی می تواند با شما و جهان ذهنی تان داشته باشد . خانواده ای که هفته ای یک بار می تواند برنج و خورش سر سفره اش حاضر کند چه واکنشی در برابر خالی شدن دیس های پر از برنج و ظرف خورش و جعبه ی شیرینی در سطل زباله داشته باشد ؟ راستی شما برای چه کسی فیلم می سازید ؟ نکند در ایران زندگی نمی کنید و در استودیوی خصوصی تان در جزایر قناری فیلم می سازید . فیلم شما به شکل رقت انگیزی مبتذل است . شخصیتها و روابطشان پیش از آنکه نیاز به درمان توسط روانپزشک داشته باشد نیازمند دمیده شدن نگاهی اجتماعی در کالبد خویش دارند . آنها اگر کمی به اطرافشان نگاه کنند و به زندگی اجتماعی بیاندیشند دیگر فرصت زندگی کردن خویش را اینگونه به بازی نمی گیرند . شاید هم بیماری شخصیت های فیلم شما از سر تربیتی باشد که هیچگاه در محافل بورژوایی سراغی از آنها نمی توان گرفت ...
خانم تهمینه میلانی اسم مردم را نیاورید که کذاب تر از شما در این سرزمین نیست . شما تنها و تنها برای آن آدم های شکم سیری می سازید که نه برایشان مردم مهم اند ، نه نابسامانی اقتصادی ، نه فقر ، نه تنگناهای سیاسی .. آنهایی که روی شانه های انسانهای شریف این جامعه ایستاده اند و در اقتصاد بیمار ما یک شبه ره صد ساله می روند . شما سیرک اختصاصی تان را برای آنها ترتیب داده اید . دلقک های شما واقعا ً زیبارویند ... اما آنقدر سطحی و مبتذل هستند که شما دیگر نتوانید پز روشنفکری دروغین تان را بدهید. شما نه زنها را می شناسید و نه مردها را .... نگاه تان به روابط ِآنها هم بیرونی ، دروغین و احمقانه هست و برای همیشه و در هر زمان عقیم می ماند . از فروش فیلم تان سرمست باشد . اما تاریخ در مورد شما و سینمایتان داوری خواهد کرد . سینمایی که از آب گل آلود ماهی می گیرد و با ساختن جهانی که تا این حد آدمها در آن بی درد و بدون دغدغه اند حسرت را بر دل تماشاگرانش بگذارد که اگر دوتا اتاق از همان خانه را برای زندگی به ما می دادید کودک و بالغ درون که چیزی نیست خودمان را در یکدیگر حل می کنیم !
خانم میلانی باور کنید درک سطحی و نادرستتان از جریان اجتماعی چون فمینیسم آنقدر در گنداب ذهن سرمایه داری تان تغییر شکل داده که حالا با ساختن و روانه کردن چنین فیلمی بر پرده سینما ظهور پیدا کرده است .... شما سینما را با چیزی شبیه دستمال کاغذی اشتباه گرفته اید . حتی به حقوق اقلیتهای اجتماعی نیز در آتش بس رحم نکرده اید . مضحکه شان کرده اید . به آنها سخت ترین توهین ها را کرده اید . اقلیت دوجنسی که در ایران از کمترین حقوق اجتماعی برخوردار است . در نخستین نمایی که در فیلم یکی از آنها را دیدم تصور کردم شما جسارت آن را داشته اید که هرچند کوتاه به آنها بپردازید . اما هنگامی که تنها برای مفرح کردن فضای فیلمتان او را دست انداختید مطمئن شدم در پس ذهن ِ بورژوایی حماقت بارتان هنوز هم کلیشهای سنتی فرهنگ پر تناقض ایرانی جریان دارد و نمایش این شخصیت نه به خاطر جانبداری بلکه به خاطر دست انداختن و عینی کردن نگاه سطحی جامعه است .
خانم میلانی از شما متواضعانه تقاضا دارم دیگر فیلم نسازید . حداقل تا زمانی که درک اجتماعی شما تا این حد ابتدایی است ، دست به کار ساخت هیچ فیلمی نشوید .