علی دایی و بر و بچه ها توی صندوق پاندورا
اصلا ً چرا باید فوتبال نگاه کرد ؟ چرا باید امیدوار بود ؟ اصلا ً چرا تا این حد ملت امیدواری هستیم . همه اش امیدواریم که دستی از غیب بیاید و ما را از هر فلاکتی که درش اسیریم نجات دهد . حالا می خواهد کرایه ی زور راننده ی تاکسی قل چماق مسیر انقلاب – طالقانی باشد یا مثلا ً همین مسابقه فوتبال با پرتغال که تا این حد بدون منطق امیداور بودیم ( ! ) بازی را ببریم و آرژانتین رو هم توی دور بعد حذف کنیم . راستی چرا ما تا این حد ملت خوشحالی هستیم که خیال می کنیم بدون هیچ برنامه ریزی و نظمی همه چی خود به خود و به خواست خدا درست می شه . انگار پاندورا صندوق امیدواری شو زده تو ملاج ما . انقدر امیدواریم که شاید بهتره اسمشو بزاریم خوش خیالی .... خوش خیالی محض ... حالا علی دایی و بر وبچه ها اون گوشه ی صندوق امیدواری پاندورا خوابشون برده . ما بازم یه بار دیگه به این امیدواری ابلهانه مون باختیم . بازم باختیم تا یادمون بمونه ما هیچوقت نمی تونیم از اشتباهاتمون درس بگیریم . این دفعه به پرتغال باختیم .....
ای کاش پاندورا بی خیال ما بشه .