تبليغاتX
فروپاشی ی اول شخص مفرد -

گذار از « روزنه ی آبی»                                                »

 

 

 

آقای نویسنده بار ِ سفرش را بست و رفت به عالمی دیگر. مرد بی هیاهوی کنج های پاکی که تنها با مشق کردن و تحریر مدام پیوندی دیرینه داشت . آرام و متین و با ته خنده ای ظریف و رها.

 برای من اکبر رادی نخستین اصکاک ام با نمایشنامه نویسی ایرانی بود و «روزنه ی آبی» او دریچه ای که از دل آن به تماشای آن بنشینم . برای من اکبر رادی ، حیات ِ شگرف فضایی خالی بود در بطن دیالوگ هایی که آدم های «مرگ در پاییز» بودند.... و یا سفر بی انتهای ذهن سیالی در «خانمچه و مهتابی » ....

من هیچگاه طرفدار واقعی آثار او نبودم. شیفته اش نبودم . آنگونه که بسیاری او را قطب لایزال نمایشنامه نویسی ایران برشمرند و تنها و تنها از او حرف زدند ... نه من هیچگاه از آنان نبودم . برای من اکبر رادی تجلی تلاشی شریف و دامنه دار مردی پر مایه بود و هست . شکوه تسلیم عاشقانه ی انسانی به قلمی که با جوهر صحنه جان می گرفت و در پی جاودانگی بود ... اما گویی او نا امید از مردمانی بود که نمی خواهند سخنان او را بشنوند و بارها و بارها آدم هایش را ، در لباسی تازه اما با همان مرام و اندیشه ها آفرید تا تصویری از لایه های درونی اجتماعی برآورد که ما ساکنان آن بودیم . قهرمان هایی که در پایان کار زخمی و ویران می شدند تا آقای نویسنده یک بار دیگر ما را مدیون دنیای ذهن خویش کند . افسوس که در تمام این سالها آثارش را کارگردان هایی درجه 3 و 4 روی صحنه بردند و ضایع کردند .یادم نمی رود تنها روزی را که به خانه اش رفتم . روی صندلی مقابل میز پاک و آراسته اش نشستم و گوش دادم به دلخستگی هایش ، به شور و امیدش و به حضور پاک و نورانی اش . بله بله گفتن های آرام و زیرلبی اش را ...که اگر چیزی برای دلتنگی باشد... .همان حیات بی ریای اوست . 

حالا به اندازه ی تاریخی که پیش روی ماست فرصت هست برای خواندن ِ او . آقای نویسنده جاودان شده است . با نوشته هایش ، با حضور بی بدیل اش در قلم و روح بسیار نویسندگان میهن ما ...

برای او غمگین نیستم که از کام ِ درد جسته است . غمی اگر باشد برای کنج تاریک کتابخانه هایی است که دیگر نشان تازه ای از او برایمان به ارمغان نخواهد آورد و دست های خالی ما که هر روز بی حافظه تر از قبل می شویم ...

روح اش شاد    

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:29 توسط امین عظیمی |