یک اتفاق کوچک
در
اختتامیه ی دهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران
اگه بگم خوشحال نیستم دروغ گفتم . بلد نیستم از این حرفای کلیشه ای بزنم که جایزه مهم نیست و مسابقه مهم نیست و ... چه می دونم از این تعارف های ریاکارانه ی شرقی .
با این همه خودشیفته هم نیستم .
فقط خوشحالم که دیده شدم. نه خود من بلکه تلاشی که از طریق نوشتن پی گیرش هستم .
حالا اینجا وایستادم . به لطف خداوند .
این تصویره منه ، برنده ی دیپلم افتخار ، تندیس جشنواره و یه جایزه ی نقدی به عنوان رتبه ی اول بخش مقاله و پژوهش جشنواره ی تئاتر دانشگاهی ایران توی عصر دل انگیز نهمین روز از اردیبهشت ماه 86.
به خاطر نگارش دو مقاله :
- بر فراز قلعه ای از واژگان :خواست قدرت (بررسی نمایشنامه ی اولئانا-دیوید ممت ،چاپ شده در فصلنامه ی سیمیا و روزنامه ی ایرانیان در کشور کانادا )
- پیرامون غیاب یک نشانه ی معنا دهنده ( بررسی نمایشنامه های علیرضا نادری ، چاپ شده در کتاب پچ پچه ها ویژه ی نمایشنامه های علیرضا نادری )
همین الان اش برام خاطره است .
خاطره ای که با شما شریکم.
فروتنانه و خرسند .

پ.ن: تا حالا از خودم تصویری روی وبلاگم نذاشته بودم . این عکس رو هم از خبرگزاری ایسنا کش رفتم !